- روز عید قربان و تعطیلی من... همسر ده دقیقه به هفت صبح رفت سر کار... منم پنج دقیقه بعدش پا شدم... رفتم آشپزخونه... برای پخت و پز و... خاله م پیام داده بود میشه موقع نماز بیام دختری رو ببرم مسجد محل خودتون، جواب دادم خیلی هم عالیه... اصلا بیایید ناهار خونه ما یه چیزی حاضری بخوریم... اینطور شد که دخترخاله ل اومد... خیلی خوب شد... از ساعت 10 اومد... سه تایی... رفتند توی اتاق بچهها... کلی بازی کردند... پسری هم باهاشون بود... خدایا من خیلی خوشبختم... ممنونم ازت... از شادیشون واقعا خوشحال میشم و دلم پر از عشق میشه... دیگه دختری هم اونقدر مشغول بود که حاضر نشد برای نماز بره مسجد...
- دخترمون از قصه بابالنگدراز خیلی خوشش اومده... که این شبها پخش میشه... اونقدر میخ کارتونش میشه و با حالتهای مختلف جودی آبوت... اینم قیافهاش تغییر میکنه... یا نگرانش میشه و یا خوشحالی میکنه براش...
- پسری ساعت هشت بیدار شده بود... سه تا سبد پر از اسباب بازیهای مختلف آوردم گذاشتم وسط حال... پسری همشونو خالی کرد... یه هر کدوم دستی زد و بالاخره یه توپ کوچک تنیس انتخاب کرد و کلی باهاش مشغول شد...
- دخترمون از یکی از آهنگای مازیار فلاحی که توی خندوانه خونده شد خیلی خوشش اومده... اونو که من میزارم... میاد میایسته پیش گوشی و باهاش میخونه: دل دیوونم از تو، تنها نشونم از تو، یه عکس یادگاری که خودتم نداری، شده رفیق شبهام، وقتی که خیلی تنهام، میگیرمش روبروم، بازم میشی آرزوم...
- راستی دختری خیلی از شبها... گوشی من رو با هنزفیری باباش میگیره و آهنگای بچگانه(به قول خودش) گوش میکنه... یه سری آهنگای تولد... چرا... و آهویی دارم...
- پسری برای ایستادن گاهی تلاش میکنه الان در حد 15 ثانیه کمی بیشتر یا کمتر بدون کمک میایسته... اما هر جا بتونه... کمرش رو تکیه میده به پایه مبل یا عسلی... و میایسته طوری که دستاش آزاد باشه و با چیزی که توی دستش داره مشغول میشه...
- آخر شب دختری بعد از بازی با مهرههای منچ و مارپله که جدا توی یه قوطی هستند... اونا رو چیده بود وسط یه ظرف دردار و دورش رو هم گردو چیده بود... آوردش آشپزخونه و گفت... مامان... در حالیکه پشتم بهش بود... گفتم بله... گفت: تولدت مبارک... نگاش کردم... گفت کیک گردویی برات درست کردم... ظرف رو آورد جلوی من و گفت: شمعها رو فوت کن... بعد هم تعارف کرد و گردو بهم داد... (دیگه هیچی نمیگم... فقط... دخترم... دختر نازنینم... ازت ممنونم... به اندازه تمام دنیاها از تو و از محبتت ممنونم....)
