خرید بک لینک
  • دخترمون امروز خونه مادرجون... موقع آماده شدن ما برای رفتن به خونه خودمون... بد قلقی کرد... و بهانه گرفت... میگفت کیک میخوام... کمی گریه کرد... شب موقع خواب... بعد از خوابیدن باباش و پسری که با هم رفتیم آشپزخونه آب بخوریم... بهش گفتم چرا امروز ناراحتی کردی... گفت آخه صبح نتونستیم با مادرجون بریم... مغازه خرید کنیم... هیچکسی نیومد پیش داداش... هر روز خاله م... میاومد... امروز نیومد...
  • دختری من برات توضیح دادم که خاله لطف میکنه هر روز میاد و مواظب داداش میشه تا تو و مادرجون برید بیرون... اما اون وظیفهای نداره... شاید یه روزی خودشم کار داشته باشه... ما نباید از هیچ کسی انتظار داشته باشیم... برای ما کاری انجام بده و اگه انجام داد باید کلی ازش تشکر کنیم... دخترم امیدوارم که متوجه حرفهای من شده باشی
  • این همه خانواده من در حق من و همسر و بچههام لطف دارند... انگار نه انگار اصلا به چشم نمیاد... همشون کاملا و تمام وقت در اختیار ما هستند... خدایا کاش میتونستم جبران کنم... جبران.. خیر سرم... کاش همسر و بچههام قدر بدونن...
  • گاز گرفتنهای پسری... همه چیز و همه جا و هر شیای...
  • پسری اتاقش رو کاملا میشناسه و میدونه اونجا چیزهایی برای بازی کردن و (گاز گرفتن) هست... میشینه روی زانوهاش و دستاش رو بلند میکنه و اتاق رو نشون میده... میخواست در کمد اسباب بازیهای رو باز کنم... و هر بار که منو میبرد اونجا یه اسباب بازی جدید میخواست...
  • راستش اسباب بازیهاییکه دختری خیلی اروم و نرم باهاشون برخورد میکرد... پسرمون میگیره و میکوبه زمین و گازشون میگیره و پرتاب میکنه...
  • امشب پسرمون توجهش به شبکه پویا و فیلم عصر یخبندان 4 خیلی جلب شده بود... طوری که مدت زیادی میخ این کارتن شده بود و نگاهش میکرد...
  • یکی از وسایلی که پسری امروز پاره کرد... کلاه تولد دختری بود که چند تا تولد رو گذرونده بود... و هنوز کاملا سالم بود... اما دیگه قابل استفاده نیست...!

برچسب: سه شنبه 23 اردیبهشت 1393,سه شنبه 23 اردیبهشت,سه شنبه 23 اردیبهشت 93,فال سه شنبه 23 مهر,فال امروز سه شنبه 23 اسفند,فال سه شنبه 23 مهر 92,فال سه شنبه 23 دی 93,فال سه شنبه 23 اردیبهشت 93,فال سه شنبه 23 مهر 1392,فال سه شنبه 23 اردیبهشت, نویسنده: باران احمدی تاريخ: پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت: 21:36

صفحه بندی